يزدان‌نگار


 
Thursday, January 20, 2005
مدرسه نیکان

هفت سالم بود که بنابر علاقه بیشتر مادرم به جو مدرسه پس از یکسری آزمونها بالاخره ما هم به این خانواده اضافه شدیم. وارد شدن به نیکان سخت است چونکه در اینجا بچه ها از فیلتر های مختلفی باید عبور کنند:خانوادگی ومالی!!!وهوشی.یعنی شما باید این چند فاکتور را با هم احراز کنید تا شاید قبولتان کنندالبته استثنا هم وجود داشت درمواردی.یادم سال ورود من یعنی سال 1362 ازحدود 800 نفرمتقاضی80 نفر پذیرفته شدند و تا سال آخر دبیرستان فقط حدود40 نفر مانده بودند و بقیه هر کدام به دلایلی اخراج شده بودند.من 12 سال در این مدرسه بودم و خیلی ها در این مدت برای من زحمت کشیدن در نیکان و بیشتر دوستان خوبم را از این دوران دارم.علیرغم حسنهای زیادی که نیکان دارد اما هیچکدام از اینها نباید باعث عدم انتقاد به نیکان شود.در این مدرسه تلاش میشود با یک سیستم کاملا جبری آدمهای خاص وفرهیخته و مومن تربیت شوند!!!. از 8 سالگی خواندن نماز اجباریست لباسها باید ساده و بدون نقش باشد تا سال چهارم موها با ماشین 4 زده شودوتا5 بعد ازظهر ساعت مدرسه هست و.... . این سیستم مانند هر سیستم جبری دیگر بر اساس فشارو جبر و نه اختیارحرکت میکندو خود را با عرف و غریزه و فرهنگ و... تطبیق نمیدهد.در این سیستمها تو از خود اراده ای نداری و تو فقط مجری یک ایدئولوی هستی.و یکسری افراد که کاملا به اهداف خود ایمان دارند تو را بسوی این اهداف سوق میدهند.من این را یک جاه طلبی نهفته مینامم.حقی که این افراد از تصرف در زندگی و افکار بقیه به خود میدهند وهمه چیز را ازسیرطبیعی خارج میکنند و....من تابستون که ایران بودم رفتم به دبستان نیکان به یاد دوران کودکی.دوست عزیزم هانی چند تا عکس ازم گرفت درکنار استخر مدرسه که هر سال تابستونها آ بش میکردن و به بچه ها شنا یاد میدادند.و این برنامه ادامه داشت هر سال تا اینکه بچه ها با سال چهارم دبیرستان همه شناهاشون کامل میشد و کارت غریق نجات میگرفتند! عکس دیگه مربوط به قسمت وسایل بازی و قسمت قایم موشک بازی هست.چقدر من اینجا خوردم زمین وشلوارم سر زانوش پاره میشد و تا شب کلی فکر میکردم که چی بگم ایندفعه توی خونه به مامانم.یادم یکسال من 10 باری سر زانومو سوراخ کردم و مامانم هر دفعه ازم قول میگرفت که اونبار بار آخرم باشه:)).واقعا یادش بخیر.. .هانی جون مرسی ازایمیل عکسها.


Image Hosted by ImageShack.us
نظرات (9)

Anonymous Anonymous:
  کلا آدم وارد هر سیستمی که میشه ملزم به رعایت یکسری نکات میشه که بعضی هاش خوبه و بعضی هاش هم نه ...........ولی من شخصا خوشحالم که شما زودتر بزرگ شدین!!!!!!...آخه مگه آدم انقدر سر زانوی شلوارش رو پاره میکنه؟!!!....بعدش هم یه چیز دیگه که میخواستم بگم اینه که شما یه جمله هایی رو یه کم عجیب مینویسیناااا......مثلا اون خط های آخر نوشتین که:: تا شب کلی فکر میکردم که چی بگم این دفعه توی خونه به مامانم!! ..... فکر کنم شما انگلیسی زیاد صحبت میکنین درسته؟!.....ویدا

Blogger Mehdi:
  ویدا جان اول مرسی واقعا که اینقدر دقیق میخونی. من در مورد یک سیستم ناکارا صحبت میکنم .بحثش طولانیه!تنبلی رو میبینی تو رو خدا!:).بعد هم خانوم شما بنظر میاد با این مدرسه آشنایی دارید که اینقدر ... .آره من واقعا بعد صحبت میکنم فارسی رو اخیرا.فکر کنم غلظت غربزدگیم زده بالا! بازم ممنون.

Anonymous Anonymous:
  سیدنا و مولانا
یزدان نگارا
پروردگار بزرگ حافظتان باشد

یادش به خیر
کاش از براده آهن جمع کردن هم نوشته بودید
یادش به خیر

Blogger REZA:
  Salam Mehdi Jaan,

I read your comments, which are partly true. However, I would like to say when you are looking to evaluate any system, you have to look both at the positive and negative issues. I think part of our success is due to Nikan's pressure. Anyways, I like your points of view and wish you all the best.

Keep in touch,

Reza

Anonymous Anonymous:
  شیما:
مرور گذشته خیلی وقتا انقدر حال میده که نمیخوای از فکرش بیای بیرون.مخصوصا برای تو که چند وقتی هم ایران نبودی.
ولی خودمونیما اگه۱۲ سال اینطوری سخت گیری نمیکردن دیگه الان چی بودی.(شوخی)
در کل مدرسه جالبی داشتی.
موفق باشی.

Anonymous Anonymous:
  سلام
بحث جالبي رو باز کردي ! البته مساله اصلي اينه که اين بحث در اصل فقط براي بچه هاي هم مدرسه اي هيجان انگيز و دوست داشتني يه . اما ادامه بده و سعي کن از داستان ها و اتفاقات مدرسه بنويسي ، چون اونموقع واسه همه جذاب ميشه .مثل : کربلا ، کربلا ماداريم مياييم

Anonymous Anonymous:
  http://nikanschool.blogspot.com/

Anonymous Anonymous:
  man ham alan tooye nikan dars mikhoonam yekseri az chizhayi ke gofti ro ghabool daram amma bazisho na.esmam Hamidreza Ranjbarian hast. shayad az harki to oon madrese beporsi mano beshnase chon ham darskhoonam ham sheitoon.doreye 32 hastam.daiy am ham oon ja boode shayad beshnasish:Mohammad Mehrmohammadi doreye 18 boode.oon ham alan amrikast.

Anonymous Anonymous:
  i was in that horrible system, burnt my childhood totally for 12 years. a handful of lunatic beast got to gether to MAKE what they want by using poor kids! though I don't live in that country anylonger, I still have nightmare of some of that bastards like AKHAVAN or NIKKHAH or SHABANI or SODEIFI or JALAI or SHABESTARI or DAVAI! they are all devils! i try to forget, nothing else can heal it.


برای اضافه‌کردن نظر خود لطفاً روی لينک زير کليک کنيد:
Post a Comment
برای تايپ فارسی ميتوانيد از لامپنويس استفاده کنيد.


درضمن چون سيستم نظرخواهي بلاگر جديداً به راه افتاده و ممکن است تا به حال با آن کار نکرده باشيد، بد نيست اين نکته را توضيح دهم که اگر عضو «بلاگر» نيستيد، براي پيغام گذاشتن پس از ورود به قسمت نظرخواهي روي عنوان «Or Post Anonymously» کليک کنيد و سپس پيغام خود را وارد کنيد. اعضاي بلاگر هم که کافي است ابتدا Username و Password خود را وارد کنند و سپس نظرشان را مرقوم بفرمايند!